|
گويا خود را براى درس خواندن وقف كرده بودند! |
|
|
|
بنده در ميان اهل علم، كسى پر كارتر از مرحوم مُظفَّر(1) نديده ام. حجره ى او(2) درست در روبروى حجره ى ما بود، و ما تقريبا مى دانستيم چه چيزهايى مى نويسد، ولى خيال مى كرديم براى تأليف آن ها وقت نمى گذارد، احتمال مى داديم دروسى براى كليّة الفقه و منتدى النشر كه خود او تأسيس نموده بود، مى نويسد؛ ولى بعدها ديديم كه خيلى از آن تأليفات نياز به فكر و تأمل دارد. در هر حال، وقتى كه مطالعه ى خود را به پايان مى برديم و مى خواستيم بخوابيم، چراغ ايشان روشن بود و ايشان هم چنان مشغول نوشتن بودند.
علاوه بر اين روزها، درس هاى فقه و اصول را كه در آن شركت نموده بود، مثل آب خوردن تقرير مى كرد و مى نوشت. اين را هم مى دانم كه در درس و بحث جدّى بود، با اين كه چندان سنّى نداشت، به درس استاد(3) يا نمى آمد يا كم مى آمد.
خدا رحمت كند برادرش(4) را! ايشان هم پر كار بوده است، در مبحث امامت، كتاب «دلائل الصّدق»را نوشته است، مى گويند: در زمينه ى فقه هم تأليفات خوبى نوشته است، ولى چاپ نشده است. ايشان از برادرش، آقا محمّدرضا بزرگ تر بود و آن ها چند برادر بودند. از آن طرف شب هم وقتى بيدار مى شديم ـ وقت اذان و ياپيش از آن ـ ، مى ديديم ايشان هنوز مشغول نوشتن است. در همان زمان، يك آقا شيخ هم بود كه فقط در اواخر شب بيدار مى شد (نه از اول شب)، و تا وقت طلوع فجر در پشت بام مدرسه به مطالعه مى پرداخت، و هنگام طلوع فجر به آسمان نگاه مى كرد كه آيا فجر طلوع كرده است يا نه، و در صورت تحقّق طلوع فجر، در همان پشت بام نماز مى خواند و همان جا مى خوابيد.
اين كار مستمرّ مرحوم مظفّر، در اواخر و پس از فصل تابستان بود، زمانى كه منتدى النشر را تأسيس كرده بود.
آقاى خويى ـ رحمه اللّه ـ هم شانزده درس مى گفت، درست به ياد ندارم به ضميمه ى خواندنى ها، و يا فقط درس هايى كه مى گفت اين قدر بود، به گمانم فقط درس هايى كه مى گفت ـ علاوه بر مطالبى كه تحصيل يا مطالعه مى كرد ـ شانزده درس بود. بالاخره، گويا خود را براى درس خواندن وقف كرده بودند!
1. شيخ محمّد رضا مظفر ـ رحمه اللّه ـ ، نويسنده ى كتاب «المنطق»، «اصول الفقه» و...
2. در مدرسه ى مرحوم سيّد يزدى، واقع در نجف اشرف.
3. شيخ محمّد حسين اصفهانى، معروف به كمپانى ـ رحمه اللّه ـ .
4. آقا شيخ محمّد حسن مظفّر ـ رحمه اللّه ـ صاحب كتاب نفيس دلائل الصدق، در مبحث امامت و... |